محمد و طهورامحمد و طهورا، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 15 روز سن داره

meta's twins

ضد حال خوردن

1391/8/12 17:45
نویسنده : tara
150 بازدید
اشتراک گذاری

11 آبان 1391    عزیزم .سلام

تولدت مبارک.خیلی دوست دارم.ان شاالله همیشه سالم باشی.خیلی برنامه داشتم واست.از هفته ها قبل کلی تو اینترنت چرخیدم تا امروز واست خاص باشه.اما همه چی بهم ریخت .ناراحتروز قبل رفتم واست کیف پاسپورتی خریدم.خیلی گشتم.فکر می کردم خیلی شاد شی.صبح روز تولدت بهت تبریک نگفتم.روزه داشتی.رفتم 3 رنگ مقوا خریدم.تو اون دلایلم رو نوشتم.و گذاشتم تو یه جعبه.سبز :دلایل دوست داشتن تو.خداییش هرچی می نوشتم بازم بود.خیلی دوست دارم.قرمز:ناراحتی هام از کارات.زرد :خواسته هام و آرزو هام با تو.11 خواسته .به دلیل اینکه هر چهارتامون 11 هم به دنیا اومدیم.بچه ها گریه می کردن.سپردم به مادرجون.رفتم خونمون تا واست کیک درست کنم و واسه افطارت حلیم بادنجان.کیک درست کردم وقتی خواستم تو یخچال بذارم از دستم افتاد.یعنی می خواهم حس کنی اون لحظه چه احساسی داشتم.بدون اینکه جمع کنم با گریه اومدم خونه.وقتی اومدی از حالم فهمیدی چی شده و منم بغضم ترکید و بهت گفتم.بعد ازت پرسیدم یادت بود که تولدته.گفتی همکارات امروز رو واست جشن گرفتن و کادو دادن بهت.وقتی کادو رو دیدم..... یه کیف پاسپورتی بود.و یه روان نویس.تنها کاری که کردم فقط هدیه ات رو بهت دام و شروع به گریه کردم.تنها خاص بودن این مراسم جعبه نوشته ها بود.گفتی کارم واست خیلی ارزش داشت.اما از نظر خودم.... هنوز واسم سواله؟خودت گفتی چی می خوای یا نه ؟بهم گفتی امشب یه خاطره می شه.دوست دارم.گریه

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به meta's twins می باشد